7. پراكندگي مسلمانان. نهتنها مسلمانان بر بخش بزرگي از جهان حكومت ميكردند، بلكه در كشورهاي غيرمسلمان هم جوامع مسلمان وجود داشت، از قبيل چين، كه آمادهٴ پذيرايي از همكيشان مسلمانشان بودند. ضرورت حج، همچنين وسعت قلمرو اسلام، نيازهاي تجارت اسلامي، واقعيت اخوت اسلامي و عادات خانهبهدوشي اعراب، موجب انتشار فوقالعادهٴ مسلمانان شدهبود، كه بارها، در سفرنامه به چشم ميخورد. او در اسكندريه با مردي ملاقات كرد كه دوستي در سند، دوست ديگري در هند و دوست سومي در چين داشت و از او خواست تا با آنان ديدار كند. او در تركيه، در هند و در چين علما و بازرگاناني را ديد كه از مصر يا مغرب آمدهبودند؛ همچنين در غرناطه با اهل مشرق مواجه شد و در تِمبوكتو يك مصري را ديد.
8. اطلاعات علمي. با اينكه كنجكاوي ابنبطوطه صرفاً جنبهٴ بشري يا ديني داشت و اصلاً داراي جنبهٴ علمي نبود، گزارشش داراي فوايد زيادي براي مورخ علم است.
وي نقشهاي از جبلطارق يا نقش برجستهاي از شهر و حومهٴ آن را ديدهبود.
در مورد اهرام مصر از هرمس اول ياد ميكند كه همهٴ علوم را پيش از طوفان نوح ابداع كرد1 و خنوخ ناميده شد (مقايسه شود با ادريس، انوخ). در بقاع براي زيارت گور ابويعقوب يوسف در كِرَك نوح توقف كرد و اين ابويعقوب كسي بود كه ادعا ميشد مس را به كمك اكسير به طلا مبدل ميكرد.
9. تاريخ طبيعي. او به جانوران و گياهان جز وقتي كه براي انسان فايده (يا ضرري) داشتند، توجه نداشت. مثلاً ممكن است ميوهها يا غلات كشوري را نام ببرد، ولي هرگز يادي از گياهان زينتي نكردهاست. فوفل، نارگيل و بخور را توصيف ميكند، كه همه را در جنوب عربستان ديدهاست؛ استفاده از حشيش در سينوپ بر كرانهٴ درياي سياه؛ فهرست مفصلي از درختان، ميوهها و گياهان خوراكي هند ميدهد. هنگام توقف در ساحل مالابار، به توصيف فلفل، دارچين و درخت ابريشم ميپردازد؛ خربزههاي معروف خوارزم، كه حتي بهتر از خربزههاي اصفهان است، آلوي وافقَنْد در نزديكي بخارا، درختان جزاير مالديو را نام ميبرد. در سوماترا حسن لبه، كافور، عود و ميخك مييابد؛ در غرب سودان در نزديكي تِمبوكتو به خيارهاي خوشمزهاي بر ميخورد.
در مورد جانوران از صيد مرواريد در جزاير بحرين نام ميبرد و در آنجا به اين عقيده ميرسد كه برخي غواصان قادرند يك تا دو ساعت در زير آب بمانند؛ وقتي در جنوب روسيه بوده قوميز نوشيدهاست؛ شرحي در باب كرگدن و رخ ميدهد؛ در غرب سودان كژدمهاي فراواني ميبيند و اهالي ملخ ميخوردند. در سيلان فيل سفيد، جواهرات، ميمون و زالوهاي پرنده ديده بود.